محمد ابراهيمى وركيانى
170
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
هنگامى كه سفانه در شام با برادرش روبهرو شد ، عدى از او پرسيد : تو كه از نزديك با اين شخص روبهرو شدى ، او را چگونه ديدى و صلاح من در چيست ؟ سفانه پاسخ داد : از دو حال خارج نيست : يا همانگونه كه شواهد امر مىرساند ، او پيامبر است كه در اين صورت پيروى تو از او كرامت مادى و معنوى را بهدنبال دارد ، يا اينكه وى قدرتطلب است كه اگر چنين باشد ، از همكارى با افرادى مانند تو بىنياز نيست و به همينرو مىتوانى در جمع او جايگاه درخورى بيابى . عدى پس از مشورت با خواهر ، روانهء مدينه گرديد و هنگامى كه پيامبر در مسجد حضور داشت ، بر او وارد شد . پيامبراكرم عدى را گرامى داشت و او را در خانه خويش پذيرايى كرد . عدى در حال رفتن به خانه حضرت ، پيرزنى را ديد كه از او پرسشهايى داشت و پيامبر نيز در آن هواى گرم با صبر و خوشرويى به او پاسخ داد . عدى با خود گفت : اين صبر و تواضع از اخلاق قدرتطلبان نيست . هنگامى كه او به خانه پيامبر ( ص ) وارد شد و وضع سادهء زندگى حضرت را كه مشاهده كرد ، اعتقاد او به اين معنا جدىتر شد . پيامبراكرم به عدى فرمود : پدرت حاتم مردى مشرك بود و اگر بخشى از اموال مردمش را به خودش اختصاص مىداد ، جاى تعجب نداشت ، ولى تو كه به مذهب « ركوسى » از فِرق مسيحى درآمدى ، چرا يكچهارم از اموال مردمت را به خود اختصاص مىدادى ؟ ! آيا اين عمل با عقيدهء تو سازگار بود ؟ آنگاه فرمود : تهيدستى مسلمانان در حال حاضر نبايد مانع گرويدن تو به اسلام باشد . در آينده روزى خواهد رسيد كه ثروت جهان بهسوى آنان سرازير گردد و از نظر امنيت نيز روزى مىرسد كه زنى بهتنهايى از قادسيه به زيارت خانهء خدا درآيد و كسى متعرض او نباشد . سپاهيان اسلام كاخ قدرتمندان را فتح كرده ، سرزمين بابل را خواهند گشود . عدى پس از آنكه فهميد پيامبر از مذهب او مطلع است ( درحالىكه جز خودش كسى نمىدانست ) و از سويى با ديدن وضع زندگى و رفتار بزرگوارانه او ، مسلمان شد و اسلامى نيكو يافت . « 1 » او پس از وفات آن حضرت نيز از ياران باوفاى على ( ع ) و امام مجتبى ( ع ) بود ؛ چنانكه پس از صلح امامحسن ، در ملاقاتى كه بين او و معاويه رخ داد ، از على ( ع ) دفاعى
--> ( 1 ) . دراينباره بنگريد به : ابنكلبى ، الأصنام ، ص 156 ؛ ماوردى ، اعلام النبوة ، ص 88 .